وصیت رسول الله


logo




بسم الله الرحمن الرحیم
عن ابی جعفر ع : و إياك و شذاذ من‏ آل محمد، فإن لآل محمد و علي راية و لغيرهم رايات، فالزم الأرض و لا تتبع منهم رجلا أبدا- حتى ترى رجلا من ولد الحسين، معه عهد نبي الله و رايته و سلاحه‏.

امام باقر ع فرمودند : بر حذر باشید از کسانی که به دروغ مدعی نسبت به آل محمد ع هستند ، چرا که برای آل محمد وعلی (صلوات الله علیهم اجمعین ) تنها یک پرچم است و برای دیگران پرچمهای دیگری است، پس بر زمین خودت را نگاه دار(ازجای خودت تکان نخور) تا زمانی که مردی را از فرزندان حسین ع ببینی که با او وصیت ،پرچم ،و سلاح رسول خدا ص باشد .

تفسير العياشي ؛ ج‏1 ؛ ص65





یمانی یگانه پرچم هدایت:
دروایت خواندیم که منتظر مردی از اهل بیت ع باشید که به همراه او وصییت رسول خدا ص باشد .

اما مگر رسول خدا ص وصییت نوشته اند تا ایشان به ان احتجاج کند ؟ 
ما شنیده ایم و خوانده ایم که رسول خدا ص موقع نوشتن وصییت عمر لعنت الله گفت پیامبر خدا ص هذیان می گوید و مانع نوشتن وصییت شد .‌

اری چنین است ملعون مانع نوشتن شد و حضرت رسول اکرم ص به شدت ناراحت شد و فرمودند همه از خانه بیرون بروند . 

و ادامه اتفاقات را از امیرالمومنین ع میشنویم

#شاهدین_وصییت

 اعترض عمر لعنه الله واخزاه ليفصل الوصية عن السماء عندما كان محمد (ص) حياً قبل موته بتهمته انه يهجر عن أبان بن أبي عياش عن سليم بن قيس إن عليا ع قال لطلحة في حديث طويل عند ذكر تفاخر المهاجرين و الأنصار بمناقبهم و فضائلهم

 يا طلحة أ ليس قد شهدت رسول الله ص حين دعانا بالكتف ليكتب فيها ما لا تضل الأمة بعده و لا تختلف فقال صاحبك ما قال إن رسول الله يهجر فغضب رسول الله ص و تركها قال بلى قد شاهدته قال فإنكم لما خرجتم أخبرني رسول الله ص بالذي أراد أن يكتب فيها و يشهد عليه العامة و إن جبرائيل أخبره بأن الله تعالى قد علم أن الأمة ستختلف و تفترق ثم دعا بصحيفة فأملى علي ما أراد أن يكتب
في الكتف و أشهد على ذلك ثلاثة رهط سلمان الفارسي و أبا ذر و المقداد و سمى من يكون من أئمة الهدى الذين أمر المؤمنين بطاعتهم إلى يوم القيامة يشهدا إلا بالحق .

 غيبة النعمانى ص 81 ،

 سليم بن قيس ص 211  


و باز سلیم بن قیس هلالی گوید: هنگام یادآوری تفاخر مهاجرین و  انصار که به افتخارات و برتریهایشان می بالیدند، علی علیه السلام ضمن حدیثی طولانی خطاب به طلحه فرمود: 

 ای طلحه مگر تو خود شاهد نبودی که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از ما استخوان کتفی خواست تا برآن چیزی بنویسد که پس از او امت او به گمراهی نیفتد و دچار اختلاف شود، و آن دوست تو چنان سخنی را گفت که: البته رسول خدا هذیان می گوید و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خشمگین شد و از نوشتن صرفنظر نمود؟

 طلحه گفت: بله من شاهده ان واقع بوده ام ، آن حضرت فرمود : پس از اینکه شما بیرون رفتید رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا با خبر ساخت از آنچه که قصد داشت که در آن ( قطعه استخوان ) بنویسید و مردم را برآن گواه گیرد ، و همچنین از اینکه جبرئیل به آن حضرت خبر داده بود که خدای تعالی می داند که امت در آینده نزدیک دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد .

 پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله صحیفه ای خواست و آنچه را که قصد داشت در آن استخوان کتف بنویسد به من املاء فرمود  و سه نفر را بر آن گواه گرفت، سلمان فارسی و ابوذر و مقداد را، وکسانی را که پیشوایان هدایت هستند از آن جمله که اطاعتشان را تا روز قیامت به مومنان امر فرموده نام برد، و مرا ( على ( ع ) ) نخستین آنان خواند، بعد این پسرم حسن و سپس این فرزندم حسین، و سپس نه تن از اولاد این فرزندم حسین،

: آیا همین طور است ای اباذر و تو ای مقداد؟ آن دو گفتند: ما گواهی می دهیم به درستی اسناد آن به رسول خدا صلی الله علیه و اله.
 در اینجا طلحه گفت: به خدا سوگند من از  رسول خدا صلی الله علیه و اله شنیدم که به ابی ذر می فرمود: زمین هرگز زبان آوری بر پشت خود حمل نکرده و آسمان هرگز بر او سایه نیفکنده که راستگوترو نیکوکارتر ازابی ذر باشد و من نیز گواهی می دهم که آن دو جز به حقّ شهادت نمی دهند، و تو در نزد من راستگوتر و نیکوکارتر از آن دو هستی.

:

اری پیامبر اکرم ص بنا بر ایات قران که وصییت نوشتن را واجب فرموده وصییت خود را نوشتند و شاهدین ان 
امام علی ع سلمان و ابوذر و مقداد 
بودند .‌

#وصیت
 قال الله سبحانه و تعالی

 كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ


 به شما دستور داده شده که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد ، ، برای پدر و مادر و خویشاوندان به چیزی شایسته عدل وصیت کند این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است

بقره 180



#وصیت

 قال الله تعالی

 يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ

 ای اهل ایمان ؛ چون یکی از شما را مرگ رسد برای وصیت خود دو شاهد عادل از خودتان گواه گیرد یا غیر از خودتان

 مائده 160


#وصیت

 پیامبرمحمد(ص):

 ((هرکس بمیرد در حالی که وصیت نکند مرگش مرگ جاهلیت است)) 

 و از پیامبرمحمد(ص):


و گفت (ص):

 ((هرکس بمیرد در حالی که وصیت نکرده عملش را با معصیت ختم نموده))
 (اثبات الهدا

ه ج1 ص 143).



وصییت رسول خدا ص چه بوده ؟ و کجاست ؟ 
چرا تا به حال کسی نشنیده و ندیده است ؟

#وصییت_پیامبرص 

وصيت به عربى و فارسى با ذكر مصدر آنها

:عن جماعة عن أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن سفيان البزوفريّ عن عليّ بن سنان الموصليّ العدل عن عليّ بن الحسين عن أحمد بن محمّد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصريّ عن عمّه الحسن بن عليّ عن أبيه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عن أبيه الباقر عن أبيه ذي الثّفنات سيّد العابدين عن أبيه الحسين الزّكيّ الشّهيد عن أبيه أمير المؤمنين قال : 

: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام :
يا أبا الحسن أحضر صحيفة و دواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال : 
يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماما ، و من بعدهم إثنا عشر مهديّا و أنت يا عليّ أوّل الإثني عشر الإمام ؛ سمّاك في سمائه عليّا المرتضى و أمير المؤمنين و الصّدّيق الأكبر و الفاروق الأعظم و المأمون المهديّ ، فلا تصلح هذه الأسماء لأحد غيرك ، يا عليّ أنت وصيّي على أهل بيتي حيّهم و ميّتهم و على نسائي ؛ فمن ثبّتّها لقيتني غدا ، و من طلّق
تها فأنا منها بري‏ء لم ترني و لم أرها في عرصة يوم القيامة ، و أنت خليفتي على أمّتي من بعدي ،

 فإذا حضرتك الوفاة فسلّمها إلى ابني الحسن البرّ الوصول ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابني الحسين الزّكيّ الشّهيد المقتول ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه سيّد العابدين ذي الثّفنات عليّ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد باقر العلم ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه جعفر الصّادق ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه موسى بن جعفر الكاظم ؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ الرّضا ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد التّقيّ ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ النّاصح ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه الحسن الفاضل ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام فذلك إثنا عشر إماما ،

 ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّا ؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي و اسم أبي ، و هو عبد اللّه و أحمد و الاسم الثّالث المهديّ و هو أوّل المؤمنين . 


 از حسن بن على از پدرش از حضرت صادق از پدرش حضرت باقر از پدرش زين العابدين از پدرش سيد الشهداء از پدرش امير المؤمنين عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش در آن شب واقع شد به على عليه السّلام فرمود : 

اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت وصيت خود را املاء مى فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود : 

يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى . پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى. خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى ، و امير المؤمنين ، صديق اكبر ، و فاروق اعظم ، و مأمون ومهدى ناميده و اين نامها براى غير تو شايسته نيست ، اى على تو وصىّ من بر خاندانم زنده و مرده ايشان هستى ، و نيز وصى بر زنانم هستى ، هر يك را كه تو به همسرى من باقى گذارى فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر يك را تو طلاق دادى من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد ، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى ،

 هر گاه مرگت رسيد (خلافت را) به فرزندم حسن واگذار كن ، كه او برّ وصول است (برّ به معنى نيكوكار، و وصول، به معنى بسيار پيوندكننده بين خويشان) چون او وفاتش رسيد آن را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد، چون هنگام شهادت‏ حسين رسيد آن را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات علىّ ( ثفنه به معناى پينه اى است كه سر زانو مى‏ بندد و آن حضرت را به واسطه پينه زيادى كه از كثرت سجده در اعضاى سجده اش مى بست ذى الثّفنات مى گفتند) بسپارد ، چون هنگام وفات او رسد آن را به فرزندش محمد باقر العلم بسپارد ، و چون مرگ او رسد آن را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند و چون مرگ او فرا رسد ، به فرزندش موسى بن جعفر كاظم بايد بسپارد ، و چون وفات او فرا رسد به فرزندش على بسپارد ؛ و چون مرگ او فرا رسد به فرزندش محمد تقى واگذارد ، و چون هنگام وفات او شود به فرزندش على ناصح بسپارد ؛ و چون مرگ او در رسد به فرزندش حسن فاضل واگذارد ، و چون وفات او برسد آن را به فرزندش محمد كه مستحفظ شريعت و از جمله آل محمّد (ص) است ، تسليم مى كند ، و ايشان دوازده امامند .
 بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى كه قائم (ع) را اجل دريافت ، آنگاه امر را به فرزندش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . يك نامش مانند نام من ، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد اند ، و نام

سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است .

وصییت رسول خدا ص درکتابهای معتبر شیعه وجود داشته است و راویان احادیث ان را ثبت کرده بودند 
ولی از انجا که خداوند ضامن محافطت از وصییت می باشد 
از چشم همگان دور مانده تا صاحب  ان خود به ان احتجاج کند و خود را معرفی کند

#مصدر_وصییت 
#وصییت_پیامبرص 

: واما اصل وصيت در كتاب غيبة الطوسي چاپ سوم 1383 ، صفحه 150 و151 فصل روايات الخاصة في أنّ الائمة عليهم السلام اثنا عشر ، المصادر اولا الغيبة للطوسي  صفحة 151 طبعة مؤسسة المعارف الاسلامية ،

 النجم الثاقب ج2 ص41 ،

 الشیخ الحرالعاملی فی إثبات الهداةج1 ص549 ح 376 ،

 الشیخ الحرالعاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص393 ، 

الشیخ حسن بن سليمان الحلي فی کتابه مختصرالبصائر ص 159 ،
 العلامه المجلسي فی بحارالانوار ج 53 ص 147 مختصرا وفی ج 36 ص 260 کاملا ،

 الشيخ عبدالله البحراني في کتابه العوالم ج 3 ص 236  ،

 غاية المرام ج 2 ص 241 ،

  السید هاشم البحرانی فی کتابه غاية المرام ج 1 ص 370 ،

الانصاف ص 222 للسید هاشم البحراني  ،

 نوادرالاخبارللفیض الکاشاني ص 294 ،                                                                                            كتاب مكاتيب الرسول للشيخ الميانجي ج2 ص96  ، 

مختصرمعجم احاديث الامام المهدي للش
يخ الکوراني صفحة 301 ،

 بحار الأنوار ج 53 ص 147 ،

 الشیخ المیرزا النوری فی کتابه النجم الثاقب ج 2 ص 71 1 واشار بأن الوصية معتبرة السند 
وهذا نص ماذكره الشیخ المیرزا النوری قال : روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق (ع) خبرا ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لإميرالمؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته .

 السید محمد محمد صادق الصدر فقد حقق سند الوصية وذکرها في کتابه تاريخ مابعدالظهور ص641 . 

مصدر فارسى :

ترجمه حديث از كتاب مهدى موعود ج 2 صفحه 551 و 552 باب سى و چهارم : 
ذكر خلفاء حضرت مهدى (ع) واولاد او و احوالى كه بعد از آن حضرت واقع مى شود .

 



#وصییت 

: فعن أبي عبد الله في الحديث : أن رسول الله (ص) قال لعلي عليه السلام:

وأنت تدفعها- يعني الوصية – إلى وصيك ويدفعها وصيك إلى أوصيائك من ولدك واحداً بعد واحد حتى تدفع إلى خير أهل الأرض بعدك...

 أثبات الهداةج1 ص259 .


 همانا رسول الله (ص) به على (ع) فرمودند و تو آن را منتقل می كنى – وصيت به وصى بعد از خودت به وصى تو او را به نوبه خود منتقل ميكند به اوصياى بعد از خودش تا اينكه به دست بهترين بعد از تو رسد.



#شاهدین_وصییت 

:الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ عِيسَى بْنِ الْمُسْتَفَادِ أَبِي مُوسَى الضَّرِيرِ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع قَالَ:

: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَ لَيْسَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَاتِبَ الْوَصِيَّةِ وَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُمْلِي عَلَيْهِ وَ جَبْرَئِيلُ وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ع شُهُودٌ قَالَ فَأَطْرَقَ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ وَ لَكِنْ حِينَ نَزَلَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص الْأَمْرُ نَزَلَتِ الْوَصِيَّةُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ كِتَاباً مُسَجَّلًا نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ مَعَ أُمَنَاءِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ مُرْ بِإِخْرَاجِ مَنْ عِنْدَكَ إِلَّا وَصِيَّكَ لِيَقْبِضَهَا مِنَّا وَ تُشْهِدَنَا بِدَفْعِكَ إِيَّاهَا إِلَيْهِ ضَامِناً لَهَا يَعْنِي عَلِيّاً ع فَأَمَرَ النَّبِيُّ ص بِإِخْرَاجِ مَنْ كَانَ فِي الْبَيْتِ مَا خَلَا عَلِيّاً ع- وَ فَاطِمَةُ فِيمَا بَيْنَ السِّتْرِ وَ الْبَابِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ هَذَا كِتَابُ مَا كُنْتُ عَهِدْتُ إِلَيْكَ وَ شَرَطْتُ عَلَيْكَ وَ شَهِدْتُ بِهِ عَلَيْكَ وَ أَشْهَدْتُ بِهِ عَلَيْكَ مَلَائِكَتِي وَ كَفَى بِي يَا مُحَمَّدُ شَهِيدا .


 الكافى ج 1 ص 282 ، 
كحل البصر في سيرة سيد البشر-الشيخ عباس القمي ص139-140 / كتاب الوصية – ابن المستفاد . 


ابو موسى ضرير (نابينا) گويد: موسى بن جعفر عليهما السلام بمن فرمود كه:

 من بامام صادق عليه السلام گفتم: مگر امير المؤمنين عليه السلام كاتب وصيت و پيغمبر ديكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون شهود آن نبودند؟! حضرت مدتى سر بزير انداخت و سپس فرمود: چنان بود كه گفتى، اى ابو الحسن؛ ولى زمانى كه وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در رسيد، امر وصيت از جانب خدا در مكتوبى سر بمهر فرود آمد، آن مكتوب را جبرئيل همراه ملائكه امين خداى تبارك و تعالى فرود آورد. جبرئيل گفت: اى محمد! دستور ده هر كه نزدت هست، جز وصيت

يعنى على بيرون روند، تا او مكتوب وصيت را از ما بگيرد و ما را گواه گيرد كه تو آن را باو دادى و خودش ضامن و متعهد آن شود، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باخراج هر كه در خانه بود، جز على عليه السلام دستور داد، و فاطمه در ميان در و پرده بود. آنگاه جبرئيل گفت: اى محمد! پروردگارت سلام ميرساند و ميفرمايد: اين همان مكتوبست كه (در شب معراج) با تو پيمان كردم و بر تو شرط نمودم و خودم نسبت بآن بر تو شاهد بودم و فرشتگان خود را هم گواه گرفتم، در صورتى كه شهادت خودم تنها كافى است اى محمد .


:
در كتاب ابن جوزى آمده 

پيامبر سه بار فرمود : 
 
خليلم را صدا كنيد كه در هر بار عايشه و حفصه به دنبال عمر يا ابابكر ميفرستادن و پيامبر امام على را ميخواست  و آخر به دنبال او فرستادن و پيامبر وصيتش را به امام گفت وامام آن را نوشت وتا كرد وهركس ادعا كرد مى داند در آنچه نوشته باور نكنيد .

: المو ضوعات ص377 

:ومثل همين روايت در كافي ج1ص328 آمده است .









جوانان احمد الحسن